محمد باقر النجفي

38

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

هذا » ثبت و كتابت شده است . اهميّت اين متن از آن جهت است كه اوّلًا واقدى در آغاز بيان سند ، كلمهء قالوا ( / گفته‌اند ) را به كار برده است و اين نشان مىدهد كه او سند مذكور را از طُرق متعدّد ديده است . ثانيا جملهء تهديدآميز سعد را مبنى بر سدّ مسير كاروان ( / طريق عيركم ) آورده است . ابن‌كثير در كتابش به سند مذكور تنها به استناد بخارى بسنده كرده است . « 1 » ولى بيهقى در « دلائل‌النّبوه » به استثناى طريق يادشده ، به سند روايتى دوم يعنى : « اگر مانع طواف من شوى ، تو را از كارى كه در نظرت به مراتب مهم‌تر از اين است ، محروم مىنمايم : راه بازرگانى تورا از مدينه خواهم بريد . » استناد كرده است . ابن‌كثير گفتهء عبداللَّه بن مسعود را به طرق متعدّد مورد تأييد قرار داده است . « 2 » به هر حال آنچه در همهء جمله‌هاى ثبت‌شده در خصوص « تهديد سعد بن معاذ » استفاده مىشود ، تهديد مزبور ، قطع راه تجارتى قريش با شام توسّط مَدنىهاست . « سعد بن معاذ » شيخ قبيلهء بنوعبدالأشهل ، شخصيّت كوچكى در ميان طوايف يثرب نيست كه از سخن او به سادگى بگذريم . طرف تهديد او نيز فردى معمولى نبود كه تأثير آن را ناديده انگاريم . ابوجهل از رهبران قريش و از بزرگ‌ترين منازعان ديانت و از صاحبان قدرت تجارى مكّه به‌شمار مىآمد . چگونه ممكن است تأثير چنين بيانى را بىاهميّت جلوه دهيم ؛ در حالى كه راوى آن « عبداللَّه بن مسعود » صحابى بزرگ محمّد صلى الله عليه و آله است و تمامى سلسله‌راويان مذكور چه از طريق احمد و چه از جانب بخارى به ثقه و صدق اشتهار دارند و چون به نوشته‌هاى ابن‌حجر عسقلانى در « تهذيب التّهذيب » و « تقريب التّهذيب » مراجعه كردم و شرح احوالشان را يافتم ، مطمئن شدم كه آنان مورد تأييد عالمان علم رجال هستند .

--> ( 1 ) . ابن‌كثير ، « السيرة النّبويه » ج 2 ، ص 384 ، تحقيق مصطفى عبدالواحد ، بيروت 1976 . نيز نك : علىبن برهان‌الدّين حلبى ، « السّيرة الحلبيّة فى سيرة الأمين المأمون » ، ج 2 ، ص 378 ، چاپ دارالمعرفه ، بيروت ، 1980 م . ( 2 ) . « البداية و النّهايه » جزء ثالث ، ص 258 ، چاپ قاهره 1932 م ، مطبعةالسّعاده .